مهاجرت به آرچ

arch_pixelهفته قبل یکی از دوستان و همکاران بیمار (Geek) اعلام کرد که می‌خواد رو لپ تاپ اپل خودش آرچ بریزه. از اونجایی که من هم کم بیمار نیستم یه دفعه زد به سرم که آرچ رو هم امتحان کنم و این نظر من در موردشه؛

نصب

شاید اولش یه کم ترسناک به نظر بیاد ولی در نهایت نصب آرچ باحالترین بخش کاره. کلا یه ترمینال zsh که خیلی عالی کانفیگ شده دارید و باید همه چیز رو، از پارتیشن بندی، تا نصب سیستم عامل از طریق اون انجام بدید. و البته بهترین راهنمای نصب لینوکس بدون اینکه جزئیات رو از شما پنهان کنه داخل ویکی آرچ موجوده و کافیه توی یه سیستم دیگه ویکی رو داشته باشید.

کلی چیز جدید در مورد توزیع‌های لینوکس و این که چطور کار میکنن یاد گرفتم.

اگر کارت شبکه وایرلستون با نسخه لایو آرچ به صورت خودکار شناخته نشد زیاد خودتون رو اذیت نکنید. یه کابل شبکه وصل کنید و ادامه بدید بعد از نصب می‌تونید راحتتر راه اندازیش کنید.

Pacman

نرم‌افزار مدیریت بسته‌های آرچ Pacman هست که واقعا چیز باحالیه. فکر کنم هر نرم‌افزار رایگانی که توی دنیا هست توی آرچ بسته بندی شده‌ش هم هست. مخصوصا با وجود AUR هیچی از قلم نمیفته. حتی برای Scala و Sbt نسخه رسمی توی Pacman هست.

به نظر من کل آرچ خلاصه شده توی Pacman که البته ارزشش رو هم داره.

محیط‌های دسکتاپ (Desktop)

من عادت دارم یه ابزار رو از حالت پیشنهاد شده‌ش خارج نکنم. واسه همین مثلا دسکتاپ دیگه‌ای به جز Unity روی Ubuntu راه ننداختم. از طرفی مثلا از OpenSuse خوشم نمیاد واسه همین خیلی وقت بود که KDE رو امتحان نکرده بودم. اما آرچ کلا هیچ نظری نداره و میگه هرچی دلت خواست نصب کن و واقعا نهایت کمک رو هم بهت میکنه.

واسه همین من از بین محیطهای دسکتاپ Gnome، KDE و Xfce رو نصب کرد تا ببینم کدوم بهتره.

Xfce

یه محیط کاملا کلاسیک و قدیمی که البته میشه تقریبا به هر شکلی که بخوایی کانفیگش کنی. اونقدرها هم که میگن سبک نیست. شاید در بهترین حالت ۱۰۰ مگ رم کمتر از محیطهای سنگین مصرف کنه ولی در عوض هیچ کدوم از افکت‌های اونها رو نداره. اولش که اصلا زیبا نیست ولی اگر سلیقه داشته باشید یا یه تم خوب پیدا کنید میتونید خیلی خوشگلش کنید. نمی‌دونم چرا اما انگار Xfce یه آرامش خاصی داره.

چون قبلا LXDE رو دیده بودم دیگه اون رو نصب نکردم، تقریبا تو مایه‌های Xfce هست فقط بازم سبکتره.

Gnome

نسخه ۳ گنوم به نظر اصلا جالب نیست. بدترین ویژگیش اینه که از فضا خیلی بد استفاده کرده در حالی که ادعا میکنه مناسب برای تبلت هست. یه نوار که ۸۰ درصدش بیخودیه اون بالا همیشه هست. وقتی یه برنامه رو Full-screen کنی یه نوار بیخود دیگه اضافه میشه که فقط اسم برنامه توشه، یه نوار دیگه برای منو هم هست. کل اینها شاید نزدیک ۲۰٪ صفحه رو میگیره که واقعا تو مخه. برعکس Unity که واقعا عالی از فضا استفاده میکرد.

برای هر کاری باید یه پلاگین نصب کرد که یا دیگه ساپورت نمیشه یا باگ داره. ظاهرش رو دوست دارم اما بقیه چیزاش به دلم نشست.

KDE

خیلی وقت بود دوست داشتم KDE رو امتحان کنم. Plasma 5 رو نصب کردم که واقعا عالیه! اینکه میگن پیشرفته‌ترین دسکتاپ موجوده واقعا راست میگن. از طرفی قبلا (چند سال پیش) اصلا از ظاهر KDE خوشم نمیومد. اما این Plasma 5 زیباترین تمی که تاحالا دیدم رو به صورت پیشفرض داره. هم ساده، هم تمیز و هم زیبا.

اما اصلا Stable نبود. وقتی سیستم برای مثلا ۱۵ دقیقه بیکار میموند بعد از لاگین دوباره، هر چند ثانیه یکبار هنگ میکرد.

حالا نمی‌دونم کاملا اوکی شده یا نه ولی بعد از اینکه بسته xf86-video-ati رو حذف کردم فعلا انگار درست شده و مشکلی ندارم.

یکی از مسائل دیگه اینه که مثلا Variety روی KDE درست کار نمیکنه. میشه یه کارایی کرد ولی بعضی وقتا قاطی میکنه و دوباره تصویر پیشفرش دسکتاپ رو نشون میده.

نتیجه

خلاصه که آرچ خیلی باحاله و نقطه منفی در مورد آرچ ندارم بگم. اما در مورد محیطهای دسکتاپ، به نظرم هنوز Unity بهترین استفاده رو از فضا داره میکنه و واقعا Stable هست. اما KDE Plasma واقعا عالیه. هنوز نمی‌تونم بگم Plasma 5 بهتره یا Unity ولی حداق جهت تنوع هم که شده Plasma 5 خیلی داره حال میده.

Pacman که اصلا گفتن نداره واقعا عالیه و کامیونیتی آرچ هم حرف نداره. کاملا هم بالغه و حتی خیلی از مشکلات جزئی و روش حلشون رو از قبل توی مستندات نوشتن که داخل هیچ مستندات دیگه‌ای پیدا نمیشه.

خلاصه اینکه لطف لینوکس به همین آزادی‌ها و حق انتخاب‌هاشه. از اونجایی که هیچ دو آدمی کاملا شبیه هم نیستن این فلسفه خیلی با روحیه آدمی زاد سازگارتره. من که خیلی لذت بردم.

رعایت کپی رایت: خرید از استیم

تقریبا خیلی وقته که استیم روی لینوکس هم اجرا میشه و به زودی هم کنسول استیم که بر پایه لینوکس ساخته شده وارد بازار میشه. این استیم بهانه خرید نکردن و دزدی بازی‌ها رو هم کمتر کرده. هر چند باز هم خریدش کلی دردسر داره ولی اگر یه حساب Paypal یا هرچیز بین المللی دیگه داشتیم خرید ازش چند ثانیه بیشتر طول نمیکشید.

امروز موفق شدم بالاخره بعد از سه روز تلاش از طریق Payment24 بازی Counter-Strike رو از استیم بخرم. قبل از این کلی نسخه کرک شده این بازی رو گرفته بودم و همه‌شون پر از مشکل بودن (اگر تروجان نبوده باشن). ولی این نسخه پولی واقعا با کیفیت هست! به طرز عجیبی با نسخه‌های کرک شده فرق داره و عالی اجرا میشه بدون باگ و مشکل و کاملا با لینوکس سازگاره. ۳۰ هزار تومن واقعا برای خرید یه همچین برنامه‌های با کیفیتی هیچ پولی نیست. نوش جونشون.

امیدوارم یه روزی تحریم‌ها به حدی برداشته بشه که بتونیم خودمون به نام خودمون و با آدرس خودمون اکانت Paypal و Visa داشته باشیم و پول‌ها به طور مستقیم به حساب خودمون بیاد و از حساب خودمون برداشت بشه.

یک سال پس از مهاجرت به لینوکس

پارسال همین موقع‌ها بود که یک نسخه تمیز از اوبونتو روی لپ تاپم نصب کردم. تفاوت این دفعه این بود که روی پارتیشن اصلی نصبش کردم و قرار بود سیستم عامل اصلی و روزانه‌ام باشد. این نوشته، خلاصه‌ای از تجریبات یک سال گذشته‌ام در پی این مهاجرت است، به مناسبت سالگرد این مهاجرت!

از سال ۱۳۸۲ به طور حرفه‌ای (برای پول درآوردن) برنامه‌نویسی می‌کنم و بیشتر آن روی تکنولوژی‌های مایکروسافت بوده. اگر نگویم تمام ابزارها، بیشتر ابزارهایی که در این چند سال استفاده کردم محصول مایکروسافت بود؛

  • ویندوز به عنوان سیستم عامل
  • آفیس برای کارهای اداری
  • Outlook برای ایمیل و تقویم و …
  • Internet Explorer به عنوان مرورگر!
  • استفاده بیشتر از Bing نسبت به Google برای جستجو!
  • گوشی هوشمند با سیستم عامل ویندوز فون ۷ (Mozart 7)
  • صفحه کلید (ارگونومیک) و ماوس مایکروسافت!!!
  • استفاده از نرم‌افزارهای متن باز دات نتی (حتی برای وبلاگ به جای ورد پرس)
  • Visual Studio برای تولید نرم‌افزار (از طراحی تا پیاده‌سازی)
  • SQL Server برای بانک اطلاعاتی
  • زبان سی شارپ و سکوی دات نت
  • و …

windows-tattooهر کاری که میخواستم انجام بدهم حس بهتری داشتم که با محصولات مایکروسافت باشد. چون مایکروسافت به توسعه دهنده‌ها اهمیت میداد و زبان سی شارپ هم کار آنهاست و در کل جایگزینی خوبی برای سی شارپ نداشتم! از آنجایی که من برنامه نویس هستم بیشتر عمرم را مشغول صحبت کردن با یک زبان برنامه‌نویسی هستم پس اهمیت این موضوع که با چه زبانی کار کنم و اینکه این زبان چه امکاناتی داشته باشد روشن است.

با این حال همیشه نیم نگاهی به لینوکس داشتم و یک حس عجیب و دوست داشتنی به سیستم‌عامل‌های متن باز (مخصوصا لینوکس). اما بخاطر زبان سی شارپ و حواشی‌اش نمی‌توانستم از لینوکس استفاده کنم و همیشه در حد سیستم عامل دوم تفننی بر روی یک پارتیشن کوچک در اعماق دیسک سختم باقی میماند.

اما مایکروسافت یک مشکل بزرگ دارد. برای هر کاری شما را به محصولات خودش هدایت می‌کند و شما باید پول نرم‌افزارهایش را بپردازید و همچنین حق ندارید تغییری در محصولاتش ایجاد کنید. من با پرداخت پول برای نرم‌افزار مشکلی ندارم (اگر قیمتش منطقی باشد)! و معمولا هم نمی‌خواهم تغییری در یک نرم‌افزار ایجاد کنم ولی باز هم با این موضوع مشکل داشتم. این حس به من دست می‌داد که داخل یک مجتمع مسکونی زیبا گرفتار شدم. مجتمعی که یک شرکت بزرگ آن را ساخته و عالی هم کار کرده ولی افراد داخل آن در ساخت و تغییر و بهبود آن سهم خیلی خیلی کمی دارند. در صورت نیاز به هر تغییر و یا ساخت و سازی باید با شرکت بزرگ هماهنگ کنند و یا از او بخواهند کاری برایشان انجام دهد. از طرفی اگر بخواهید از این مجتمع خارج شوید بسیاری از امکاناتی که داخل آن است را نخواهید داشت (یا حداقل به سادگی در خارج از آن رویت نمی‌شود).

برای یک پروژه شخصی در حال بررسی سرور و از این قبیل بودم که متوجه شدم خرج زیادی دارد. خواستم از SQL Server استفاده نکنم ولی هرچه گشتم هیچ جایگزین رایگان درست و حسابی برای آن وجود ندارد، اگر هست با بقیه ابزارهای مایکروسافت (مثل EF) جور در نمی‌آید. متوجه شدم این مورد فقط در خصوص SQL نیست و بقیه ابزارها هم همینطور است (همان قضیه مجتمع مسکونی). برای یک برنامه نویس گیر کردن در چنین وضعی مثل این است که یک عقرب را در دیواری از آتش محصور کنی!

خوشبختانه با اسکالا آشنا شدم. تنها زبان برنامه‌نویسی بود که تمام ویژگی‌های سی شارپ را داشت ولی متن باز بود و روی همه پلتفرم‌ها اجرا می‌شد و با انواع بانک‌های اطلاعاتی و کتابخانه‌ها سازگار بود. اسکالا راه ورود من به دنیای متن باز و لینوکس شد!

dawn-700x300

ولی افتاد مشکل‌ها! حالا باید از صفر تا صد همه کارها را در دنیایی متفاوت انجام می‌دادم. من هم ابزارهای زیر را برای کارهایم انتخاب کردم:

  • اوبونتو به عنوان سیستم عامل
  • لیبره آفیس به جای آفیس مایکروسافت
  • Thunderbird (و پلاگین‌هایش) به جای Outlook
  • ابتدا Chromium و بعدها (به خاطر مشکلی امنیتی) Firefox به جای IE
  • استفاده بیشتر از محصولات گوگل
  • گوشی ویندوز فون ۷ را هنوز داشتم (و دارم ولی دلم یک گوشی اندرویدی می‌خواهد که بتوانم رویش Firefox OS یا Ubuntu Touch نصب کنم) ولی یک تبلت اندرویدی گرفتم و تازه دنیای اپ‌ها به رویم باز شد
  • صفحه کلید فراسو و ماوس A4tech!!!
  • استفاده از ورد پرس و پرستا شاپ و نرم‌افزارهای غیر دات نتی (که تعدادشان خیلی بیشتر از دات نتی‌ها بود)
  • Scala IDE (همان Eclipse) و IntelliJ IDEA و بقیه برای توسعه نرم‌افزار
  • MongoDB، Postgres و MySQL برای بانک اطلاعاتی
  • زبان اسکالا و بعدا روبی و پایتون (در کنار اسکالا) برای برنامه‌نویسی (هنوز اسکالا را به شدت نسبت به بقیه ترجیح می‌دهم)
  • و …

و مشکلاتی که داشتم؛

  • هنوز یک پروژه بر روی دات نت داشتم و با استفاده از Virtual Box یک نسخه ویندوز ۷ با VS روی آن بالا می‌آوردم و با بدبختی روی آن کار میکردم؛ بسیار کند بود و وقتی دکمه Alt را می‌گرفتم منوی Unity باز می‌شد و وسط نوشتن یک کد حساس یک حال اساسی به اعصابم می‌داد.
  • دلم می‌خواست روی پروژه‌ای با زبان اسکالا کار کنم ولی کسی حتی اسمش را هم نشنیده بود!
  • من عادت کرده بودم زبان صحفه کلید را با دست راست و با Alt+Shift سمت راست تغییر دهم ولی به دلیل وجود باگی در Ubuntu آن زمان فقط امکان استفاده از Alt+Shift سمت چپ وجود داشت و من هم هنوز بلد نبودم سیستم را هک کنم (منظور فقط کمی ور رفتن با سیستم است) و هر کلیدی که دوست دارم انتخاب کنم و تصورش را هم نمی‌کردم این باگ به سرعت رفع شود برای همین به ترکیب سمت چپ عادت کردم و هنوز هم از کلیدهای سمت چپ استفاده می‌کنم!
  •  کارت گرافیکم به سختی نصب می‌شد و فن لپ تاپ همیشه روشن بود، نصفی از مشکل بخاطر درایور کارت گرافیک بود و نصف برای تنظیمات و درایور مخصوص DELL
  • از نظر مالی شدیدا به مشکل خورده بودم، پول لازم بودم و پروژه‌ای هم در کار نبود و شرایط به شدت برایم سخت شده بود در حالی که با مشکلات بالا هم سر و کله می‌زدم و همزمان اسکالا هم یاد می‌گرفتم

البته توانستم کم کم مشکلات را حل کنم:

  • سعی کردم واقع بین باشم و وقت بیشتری بر روی پروژه دات نتی صرف کنم (اما نه انقدر واقع بین که لینوکس را پاک کنم و برگردم روی ویندوز مثل آدم کار کنم) پروژه به جای خوبی رسید و تقریبا تحویل شد. هر چند چون پروژه دولتی بود و افراد سازمان عوض شدند پروژه اجرایی نشد.
  • با ور رفتن و مطالعه، هر کاری که می‌خواستم را در Ubuntu انجام میدادم، کارت گرافیک و بقیه مسائل حل شد. برای اکثر کارهای تکراری هم یک Bash Script تهیه میکردم. به این ترتیب سرعت کارهایم بیشتر از زمان ویندوز شده بود و روز به روز احساس راحتی بیشتری می‌کردم.
  • من در دوره‌های شناخت توانایی‌های امیر مهرانی شرکت کرده بودم و یکی از چیزهایی که یاد گرفته بودم این بود که باید روی نقاط قوتم تمرکز کنم تا سریعتر به نتیجه برسم. یکی از راه‌های فهمیدن نقاط قوت نگاه به گذشته و بررسی موقعیت‌هایی است که در آن موفق بودیم. من هم همین کار را کردم و به چند سال قبل دقت کردم و همان کارها را تکرار کردم. رزومه‌ام را تکمیل و با ظاهری جدید بازسازی کردم و شروع به معرفی خودم به اشخاص و شرکت‌های مختلف کردم. بعد از ارسال تقریبا ۲۰ ایمیل، چند موقعیت خیلی خوب پیش آمد. با آدم‌های بسیار حرفه‌ای و جالبی آشنا شدم. کیفیت کارها و سطح آدم‌ها بسیار بالاتر از زمانی بود که روی پلتفرم مایکروسافت کار می‌کردم.

در این یک سال به جز استفاده از ویندوز در یک زمان محدود آن هم در Virtual Box با سرعت بسیار پایین، از هیچ نرم‌افزار غیر قانونی استفاده نکردم؛ چه برای توسعه و چه برای نصب و راه اندازی. و از این بابت به شدت خوشحال هستم.

به نظرم هر وقت یک گیک (از نوع برنامه‌نویس) احساس محدودیت کرد باید سریعا دست به ایجاد تغییر و تحول بزند تا دوباره احساس آزادی کند و گرنه خلاقیت و سر زندگی او کمرنگ می‌شود.

ubuntu-boot-small

یک سال است که وقتی کامپیوترم را روشن می‌کنم صفحه بوت شدن اوبونتو را می‌بینم (چند وقت هم بوت شدن Mint و بقیه را دیدم) و هر روز از دیدنشان لذت می‌برم (هر وقت خسته شوم می‌توانم با کمترین دردسر به یک توزیع باحال دیگر مهاجرت کنم). با دیدن این صفحات بوت به این فکر می‌کنم که تمام این نرم‌افزارها و ابزارها حاصل تلاش میلیون‌ها نفر است که بخاطر عقایدشان و علاقه‌ای که به آزادی داشتند از هیچ، به اینجا رسیدند و توانستند حریف بزرگترین غول‌های دنیا شوند. از طرفی اینکه چیزهایی مثل Raspberry Pi و Android و خیلی چیزهای دیگر که با نرم‌افزارهای آزاد و لینوکس کار می‌کنند، در کل دنیا معروف و همه‌گیر شدند. اینکه چندتا سیستم خیلی قدیمی را با استفاده از مدرن‌ترین توزیع‌های لینوکس دوباره راه اندازی کردم که بسیار عالی کار می کنند و یک حس نوستالژیک دارند. اینکه اکثر وب سایت‌ها و سرویس‌های بزرگ دنیا بر روی لینوکس و نرم‌افزار آزاد بنا شده‌اند. همه اینها حس بسیار خوبی به من می‌دهد و کمک می‌کند با انرژی بیشتری کار کنم و چیزهای بهتری تولید کنم.

البته این فقط بخش توصیف شدنی ماجراست و فقط برای گیک‌ها معنی دارد! خلاصه اینکه در زندگی گیکی هیچ وقت تا این حد راضی نبودم و امیدوارم این تجربه برای همه اتفاق بیفتد.

لینوکس برنده شد!

به نظر من حالا لینوکس به طور قطعی و بدون هیچ شکی برنده شد و دیگر نیازی به اثبات و پشتیبانی و جنگ و دفاع از خود ندارد! یک سیستم متن باز که شروعش بدون هیچ پشتوانه مالی بود و اصلا جدی گرفته نمی‌شد و بیشتر جنبه سرگرمی داشت حالا باعث شده شرکتی مثل مایکروسافت به طور کل تغییر جهت دهد و حتی منبع اصلی درآمدش را روی اهداف دیگری قرار دهد.

مایکروسافت هسته اصلی دات نت را متن باز کرد تا بر روی لینوکس هم اجرا شود. همچنین حرکت‌های دیگری در جهت جذب بیشتر توسعه‌دهنده‌ها انجام داد. وجود امکانات پیشرفته و مدرنی در لینوکس که توسط ویندوز پشتیبانی نمی‌شود (مانند Containerها) و استقبال کسترده توسعه‌دهندگان از اجرای نرم‌افزارهایشان بر روی لینوکس، باعث شد تا مایکروسافت این قدم را بردارد.

اینکه سکو‌های مایکروسافت در آینده چقدر راه خود را در لینوکس باز می‌کنند هنوز قابل پیشبینی نیست و شاید به این زودی‌ها هم قابل پیشبینی نباشد. تجربه به من نشان داد که متن باز کردن به تنهایی نمی‌تواند باعث مقبولیت یک تکنولوژی شود. برای مثال تا وقتی Entity Framework پشتیبانی کاملی از بانک‌های اطلاعاتی غیر MS SQL نداشته باشد متن باز بودن آن بی معنی است. و از همه اینها مهمتر تا وقتی یک اجتماع از برنامه‌نویسان حرفه‌ای مستقل برای این سکو‌های متن باز شده شکل نگیرد، هیچ حرکت جدیدی صورت نخواهد گرفت.

اگر بخواهیم منصف باشیم با وجود اینکه مایکروسافت از رقبای خود عقب افتاده ولی سیاست‌های شجاعانه‌ای را پیاده می‌کند که ممکن است دوباره آن‌ها را به رقبا نزدیک کند و یا حتی جلو بیندازد.

به هر حال امروز لینوکس در زمینه سیستم‌عامل‌های موبایل و سرور بیشترین سهم را دارد که اتفاقا همین دو دسته از سیستم‌عامل‌ها بیشترین بازار را در جهان دارند. به عبارت دیگر لینوکس پیروز شده است!

چرا حس خوبی به لینوکس دارم

امروز روی یک سیستم قدیمی و از کار افتاده با حدود ۳۰۰ مگا بایت RAM و یک CPU بسیار ضعیف، توزیع Lubuntu نصب کردیم. این توزیع یکی از سبک‌ترین‌هاست. بخاطر قدیمی بودن سیستم روند نصب خیلی کند و سخت انجام شد ولی سیستم عامل بالا آمد و سرعتش هم بد نیست.

جدا از اینکه یک سیستم در حال مرگ که ۱۰ سال از عمرش می‌گذشت را نجات دادیم داشتم فکر می‌کردم زمانی که روی پلتفرم ویندوز کار می‌کردم همیشه از این هک‌های نجات سیستم‌های قدیمی، راه اندازی یک سرور کوچک روی آن‌ها یا حتی راه اندازی سیستم روی دستگاه‌هایی مثل RaspberryPi لذت زیادی می‌بردم ولی اینکه نمی‌شد با ویندوز این کارها را انجام داد و مجبور بودم هر روز روی ویندوز کار کنم یک حس بدی داشت. هر آدم گیکی این حس را درک می‌کند!

اینکه سیستم عامل روزانه‌ام که با استفاده از آن کار می‌کنم و نرم‌افزار تولید می‌کنم، سیستم عاملی که پروژه‌هایم روی آن‌ها اجرا می‌شود، سیستم عاملی که روی تبلتم اجرا می‌شود و حتی قابلیت اجرای روی RaspberryPi را هم دارد، اجازه می‌دهد این هک‌های لذت بخش را انجام دهم، یک حس توصیف نشدنی خوب می‌دهد؛ یکی دیگر از دلایلی که باعث شده حس خیلی خوبی به لینوکس داشته باشم.

ساکت کردن فن لپ تاپ DELL در اوبونتو ۱۴.۰۴ – قسمت ۲

نصب پیش‌فرض i8k که در قسمت قبل این پست گفتم باعث بالا رفتن حرارت لپ‌تاپم شد. چون تنظیمات پیشفرض آن تا حدود دمای ۷۰ درجه را عادی تلقی می‌کند.

برای تنظیم اینکه فن با چه سرعتی در چه بازه حرارتی کار کند اول باید فایل /etc/i8kmon.conf را ایجاد کنیم:

sudo gedit /etc/i8kmon.conf

و داخل آن می‌توانیم i8k را کانفیگ کنیم که یک کانفیگ نمونه به شکل زیر است:

# Run as daemon, override with --daemon option
set config(daemon)      0

# Automatic fan control, override with --auto option
set config(auto)        1

# Report status on stdout, override with --verbose option
set config(verbose) 1

# Status check timeout (seconds), override with --timeout option
set config(timeout) 20

# Temperature thresholds: {fan_speeds low_ac high_ac low_batt high_batt}
set config(0)   {{-1 0}  -1  40  -1  40}
set config(1)   {{-1 1}  30  60  30  60}
set config(2)   {{-1 2}  53  128  53  128}

# end of file

دقت شود که اگر لپ‌تاپ مجهز به دو فن باشد باید تنظیمات متفاوتی را استفاده کرد.

مهمترین قسمت این تنظیمات خطوط ۱۵ تا ۱۷ هستند که به ترتیب زیر عمل می‌کند:

  • در صورتی که دمای CPU زیر ۴۰ درجه باشد فن خاموش می‌شود
  • اگر دما زیر ۶۰ درجه باشد فن با سرعت ۱ به کار می‌افتد
  • اگر دما بالای ۶۰ درجه باشد فن با سرعت ۲ به کار می‌افتد

حالا با ریست کردن سرویس i8kmon با دستور زیر و یا ریست کردن سیستم فن‌ها بیشتر کار می‌کنند و سیستم خنک‌تر می‌مانند:

sudo service i8kmon restart

منبع: Ask Ubuntu

اطلاعات جالبی از بازدید کنندگان وب سایت نمایشگاه کتاب تهران

هر چند بازدیدهای فیزیکی از نمایشگاه کتاب تهران بیشتر از بازدیدهای وب سایت آن است ولی مراجعه کنندگان به این وب سایت یک نمونه بسیار خوب از بازدیدکنندگان عمومی وب سایت‌ها در ایران هستند.

به همین دلیل اطلاعات به درد بخور از این بازدیدکنندگان را منشتر می‌کنم. که برخی از آن‌ها شامل اطلاعات جالبی هستند و حتی می‌توان بر اساس آن‌ها تصمیمات استراتژیک بر روی تکنولوژی‌های مختلف را اتخاذ کرد. به هر حال من سعی کردم نتایج اخلاقی هر آمار را استخراج کنم!

بازه زمانی این آمار از ۶ تا ۱۰ اردبیهشت ۱۳۹۳ می‌باشد. نمایشگاه کتاب ۱۰ اردیبهشت افتتاح شد و ۲۰م به پایان رسید.

این آمار مربوط به بازدید کنندگان منحصر به فرد است که در این بازه زمانی حدود ۳۰۴ هزار نفر بوده‌اند.

بازدید کنندگان جهانی

countries

بیشتر بازدیدکنندگان از ایران بودند ولی با وجود اینکه میهمان ویژه نمایشگاه امسال افغانستان بود بازدیدکنندگان آمریکا و اروپا و خیلی جاهای دیگر، بیشتر از افغانستان بودند 😀

نتیجه اخلاقی: استفاده از ابزارهای دورزنی انقدر مرسوم شده که حتی مراجعه به وب سایت‌های داخلی نیز بدون خاموش کردن آن‌ها صورت می‌گیرد.

بازدید کنندگان ایرانی

iran

طبق آمار، بازدیدهای اصفهان بیشتر از هر جای دیگر حتی تهران بوده است.

نتیجه اخلاقی: دو سناریو برای این موضوع وجود دارد؛ یکی اینکه در اصفهان کتاب از ارزش خاصی برخوردار است و اصفهانی‌ها ابتدا در سایت به دنبال کتاب مورد نظر خود می‌گشتند تا اگر در نمایشگاه بود به نمایشگاه مراجعه کنند. دیگری اینکه خطوط مخابراتی اصلی اینترنت از اصفهان عبور می‌کنند و تپولوژی شبکه کشور به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد برخی از درخواست‌ها از اصفهان ارسال شده! منطقی نیست ولی از نظر فنی ممکن است.

روند بازدید در روزهای مختلف

days

روزی که بیشتر از همه بازدید داشتیم روز افتتاحیه (۱۰ اردیبهشت) بوده است و تقریبا بعد از آن روند نزولی داشته‌ایم.

نتیجه اخلاقی ندارد!

روند بازدید در ساعات مختلف

hours

بیشترین بازدید مربوط به ساعت ۱۱ صبح است. این الگو در روزهای تعطیل تغییر می‌کند.

نتیجه اخلاقی: در اوج ساعات اداری بیشترین بازدیدکننده را داشتیم. این اصلا نشانه خوبی نیست. در این ساعت کارمندان یا باید مشغول کار باشند و یا پاسخگوی ارباب رجوع.

سیستم‌های عامل

os

این یکی از جالب ترین آمارهاست. در روزهای تعطیل بعد از ویندوز ۷ بیشترین بازدیدها مربوط به اندروید بود، مخصوصا در ساعت اولیه روز. جالب اینجاست که ویندوز ۸ هنوز با اختلاف قابل توجهی از اندروید پایین‌تر است و الان بیش از یک سال از ارائه ویندوز ۸ می‌گذرد.

در انتهای لیست سیستم‌عامل‌های جالبی وجود دارند. QNX یک سیستم‌عامل Realtime است که واقعاً نمی‌دانم چطور ۳ نفر با استفاده از آن سایت را مشاهده کردند؟ البته ممکن است مربوط به سیستم‌های مانیتورینگ باشد. و از آن جالب‌تر ویندوز ۹۸ است!!! ۴ نفر با استفاده از ویندوز ۹۸ از این وب سایت بازدید کردند!

در بین سیستم‌عامل‌های موبایل یک نکته جالب دیگر ویندوز فون است که به طور واضح نشان می‌دهد که حداقل در بازار ایران کاملاً شکست خورده. حتی نتوانسته جانشین ویندوز موبایل شود!

و اما در مورد لینوکس جالب است که از مک بالاتر است و بیشتر مورد استفاده قرار گرفته. البته به قول برخی، مک هم یک توزیع فوق‌العاده زیبا از لینوکس است.

نتیجه اخلاقی:‌ البته که بعید است ویندوز (از هر نسخه‌ای) با سیستم عامل دیگری جایگزین شود. اما اوضاع مایکروسافت حداقل در ایران جالب نیست و سیستم‌عامل‌هایی که مایکروسافت برای آینده روی آن‌ها کار کرده جایگاه مناسبی ندارند.

و اما مرورگرها

browsers1

لیست بالا ۲۵ مرورگر پر استفاده در بین بازدیدکنندگان را نمایش می‌دهد. و لیست پایین جایگاه IE 5.0 را نشان می‌دهد:

browser_ie5

هر چند در بین ۵۰ مرورگر کم بازدید قرار گرفته اما ۴ بازدید کننده داشتیم که با این مرورگر سایت را مشاهده کردند. از صمیم قلب آرزو داشتم بدانم چرا و چگونه این چهار نفر با IE 5 سایت را مشاهده کردند، در کجا زندگی می‌کنند و از چه امکاناتی برخوردارند؟ آیا با مودم Dial-up به اینترنت متصل شده‌اند؟ اصلا هدفشان از اتصال به اینترنت چه بود؟ آیا می‌خواستند تست کنند که سایت ما با IE 5 هم قابل مشاهده است؟ همین سوال‌ها را از آن ۴ نفر که با ویندوز ۹۸ آمده‌اند (که احتمالا همین ۴ نفر هستند)  هم دارم.

نتیجه اخلاقی: بیشتر مراجعه کنندگان دارای امکانات HTML 5 و CSS 3 هستند و این جای خوشحالی دارد و به طور قطع استفاده از ویژگی‌های جدید HTML و CSS پذیرفته شده است.

موتورهای جستجو

searchengine

نتیجه اخلاقی:‌ گوگل اختلاف واقعاً فاحشی (حتی شاید وحشیانه) با بقیه موتورهای جستجو دارد.

و ترافیک مصرفی در ۳۰ روز گذشته

traffic

اپ‌های موبایل نمایشگاه

چند شرکت اقدام به تولید نرم‌افزارهای تحت موبایل برای نمایشگاه کتاب کردند که آمار دانلود صورت گرفته آن‌ها به شرح زیر است:

  1. نرم‌افزارهای اندرویدی جمعاً ۱۴,۰۷۶ مورد کلیک (دانلود)
  2. نرم‌افزار آی او اس ۳,۴۲۲ مورد کلیک

آمار نرم‌افزار آی او اس احتمالا دقیق نیست چون من تعداد کیک‌هایی که به سایت ایبنا برای دانلود این اپ داده بودیم را شمرده‌ام.

چند نکته

  1. در ساعات اولیه روز به خصوص روزهای تعطیل، بعد از ویندوز ۷، بیشترین بازدید توسط سیستم عامل اندروید صورت می‌گرفت
  2. با استفاده از این روش محاسبه کردم که به طور متوسط ۴.۸ درخواست در هر ثانیه بر روی سرور بوده است
  3. تعداد کانکشن‌های باز بر روی پورت ۸۰ با استفاده از دستوری که قبلاً توضیح داده بودم در ساعات شلوغی به ۸۰۰ عدد می‌رسید
  4. بیشتر مراجعات بعد از صفحه خانه به صفحه جستجوی کتاب بوده است
  5. اطلاعات کتب توسط مرکز دیگری تهیه و به ما تحویل می‌شود و متاسفانه محل بسیاری از کتاب‌ها در نمایشگاه مشخص نبود

با تشکر از stat7.com برای آمارگیری، که سرویس خوبی دادند فقط گاهی اوقات از دسترس خارج می‌شد و در کل کمی نیاز به بهبود در زمینه سرعت پاسخگوی سرورها و احتمالا پهنای باند دارد.

وب سایت نمایشگاه کتاب بارگذاری شد

logoالبته وب سایت قبلا بارگذاری شده بود فقط روی یک پورت دیگر (غیر از ۸۰) بود تا اطلاعات وارد شده و تست‌ها انجام گیرد. حالا وب سایت در آدرس www.tibf.ir قابل مشاهده است.

سایت از تصاویر با کیفیت بالا تشکیل شده و فونت‌ها نیز از سرور دانلود می‌شوند. به همین دلیل برای بار اول کمی زمان می‌برد تا سایت به طور کامل دانلود شود. اما تصاویر Cache می‌شوند و برای دفعات بعد سرعت بالاتر خواهد بود.

مهم‌ترین بخش که سرعت کار را نشان می‌دهد قسمت جستجوی کتاب در آدرس http://tibf.ir/fa/book  است. با کلیک بر روی دکمه‌های صفحه‌بندی می‌توان سرعت اجرا را فهمید. همین الان بیش از  ۳۵۰ کانکشن هزمان بر روی سرور برقرار است و این مقدار روز به روز بیشتر می‌شود.

این سرور داخل ایران است و سرعت اینترنت سرور‌های داخل ایران محدود است و من واقعا نمی‌دانم این سرور با چه سرعتی به اینترنت متصل است اما همین الان پهنای باند مصرفی آن به ۷ مگا بیت بر ثانیه هم می‌رسد.

netusage 2014-04-24 21:18:28

و اما مصرف حافظه و سی پی یو؛

sysinfo 2014-04-24 21:27:30

این سرور دارای ۶ گیگا بایت رم و یک پردازنده ۶ هسته‌ای ۶۴ بیتی است.  ۲۸ درصد رم (RAM) معادل ۱.۶ گیگا بایت مصرف شده و لود سیستم زیر یک است. از آنجایی که سرور دارای ۶ هسته است مادامی که لود سیستم زیر ۶ باشد هیچ مشکلی وجود ندارد. در اینجا در مورد لود/Load بیشتر بخوانید. به عبارت ساده هنوز ندیدم سی پی یو بالای ۲۰ درصد استفاده شود.

متاسفانه هنوز اطلاعات کتب فارسی به دستم نرسیده و اطلاعات کتب فارسی مربوط به پارسال است ولی به محض اینکه اطلاعات به دستم برسد بارگذاری می‌کنم. اطلاعات سالن و غرفه هم به همین ترتیب.

لطفاً در مورد سرعت اجرای وب سایت و بقیه موارد نظر بدهید.

تعداد کانکشن‌های آنلاین سرور نمایشگاه کتاب

برای یافتن کانکشن‌های برقرار شده با یک سرور می‌توانیم از دستور netstat استفاده کنیم و برای شمردن آن‌ها از دستور wc.


netstat -an | wc -l

کاراکتر | (or) خروجی دستور اول را به ورودی دستور دوم می‌فرستد. به عبارت دیگر netstat در هر خط توضیحی در مورد کانکشن می‌دهد و wc تعداد خط‌ها را شمارش می‌کند.

و برای اینکه این مقدار را به صورت مرتب و لحظه‌ای (مثلاً هر یک ثانیه یکبار) مشاهده کنیم از دستور watch در لینوکس استفاده می‌کنیم.


watch -n1 'netstat -an | wc -l'

n1 یعنی هر یک ثانیه یکبار این دستور را اجرا کن و در خروجی نمایش بده. کلاً این watch خیلی ابزار جالبی است. امکاناتی مثل هایلایت کردن تغییرات را هم دارد.

این مقدمه‌ای بود برای اینکه بگویم بین ۲۷۰ تا ۳۱۰ کانکشن فعال (در هر لحظه) بین ساعات ۱۱ شب تا ۱ صبح بر روی سرور نمایشگاه کتاب داریم. البته فعلاً سرورهای نمایشگاه (دو سرور) معماری خاصی دارند که در پست دیگری توضیح می‌دهم اما به طور خلاصه هنوز وب سایت قبلی که بر روی ویندوز بود در حال نمایش است. گلوگاه سیستم سرور لینوکسی است و درخواست‌ها با سرور Nginx به سرور ویندوزی منتقل می‌شوند.

اگر بخواهم دقیقتر بشوم باید فقط کانکشن‌های وب را حساب کنم. با استفاده از دستور grep می‌توانم این فیلتر را اعمال کنم. یعنی به دنبال کانکشن‌هایی بگردم که بر روی پورت ۸۰ برقرار شده‌اند.


watch -n1 'netstat -an | grep :80 | wc -l'

در همین بازه زمانی تعداد کانکشن‌های وبی روی این سرور بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ عدد است. البته از ساعت ۱ صبح به بعد در حال کاهش است.

مقدار اینترنت مصرفی سرور هم امروز در حدود ۱۰۰ مگابایت بر ثانیه معادل ۸۰۰ مگابیت بر ثانیه بود.

در انتظار اوبونتو ۱۴.۰۴

اوبونتو ۱۴.۰۴ که یک نسخه با پشتیبانی بلند مدت است (LTS) قرار است امروز منتشر شود. احتمالا تا چند ساعت آینده این اتفاق می‌افتد.

من نمی‌دانم چرا هر وقت ما کلی کار داریم و همه هم عجله دارند، سیستم عامل محبوبمان منتشر می‌شود و از آنجایی که روانی این چیزها هستیم در همان بحبوحه کار باید حتما سیستم عامل جدید را نصب کنیم و اگر مشکلی داشته باشد تا ۵ صبح بیدار بمانیم تا مشکل حل شود بعد کل ابزارهای توسعه را از اول نصب و راه اندازی کنیم و کلی خوشحال شویم و بعد برگردیم سر کارمان. خدا به خیر کند.

مثل نزدیکی‌های تحویل سال نو شده!